۱۳۹۰ مهر ۱۰, یکشنبه

خامنه ای نقش احمدی نژاد را بازی می کند




جمهوری اسلامی تلاش می کند با صحنه آراییهای جنجالی، رویکرد رُسوایی بار خود علیه تشکیل کشور فلسطین را از تیر رس نگاه ها خارج کند. پدیدار شدن آقای خامنه ای در نقشی که معمولا گُماشته او، آقای احمدی نژاد با طرح موضوعهای تحریک آمیز بازی می کند، شرایط وخیمی که جبهه گیری آشکار علیه تشکیل دولت فلسطین برای "نظام" رقم زده را بازتاب داده است.  
رهبر جمهوری اسلامی در "کُنفرانس بین المللی حمایت از انتفاضه فلسطین" (یک میهمانی پخش اعانه دیگر پس از برپا کردن "کنفرانس بین المللی بیداری اسلامی")، از باندهای مُسلح بُنیادگرا خواست به "مُقاومت سازمان یافته" بپردازند و هراسی از مُتهم شدن به "تروریسم" نداشته باشند. آقای علی خامنه ای به "سازمانهای مُقاومت اسلامی" وعده داد: "موشکهای ایران هم هرگاه تهدیدی از سوی دشمن بروز کند، وظیفه‌ی خود را انجام خواهند داد."  
تور حرافی کم پیشینه آیت الله خامنه ای با هدف صید واکنشهای منفی گُسترده ای که بر خواهد انگیخت، پهن شده است. او اُمیدوار است در گرد وخاکی که تهدیدهای موشکی و تروریستی اش به پا می کند، بتواند دُشمنی "نظام" با ملت و کشور فلسطین و همسویی ارتجاع اسلامی با راست افراطی و جنگ طلب اسراییلی - غربی را پنهان کند.
اهمیت شنیده شدن این صدای ناهنجار چندان برای جمهوری اسلامی اهمیت داشته است که رهبر آن به جای فرستادن ستاره به بدنامی و بدآوازی شُهره خود، آقای محمود احمدی نژاد به مانژ سیرک، خود به شخصه عبا به کمر زده و در بوق دمیده است.
آقای خامنه ای به خوبی می داند که با جامه بید زده، شانس زیادی برای جدی گرفته شدن پُزهای شیکی همچون "همه پُرسی از ملت فلسطین" ندارد. برجسته ترین پیشینه انتخاباتی در کارنامه جمهوری اسلامی، تقلُب فضاحت بار و خونین برای نشاندن پادوی آقای خامنه ای بر مسند ریاست جمهوری است.
ریشخندآمیز آنکه تنها چند روز پیش از تجویز دموکراسی انتخاباتی برای مردُم فلسطین، ولی فقیه خیابان پاستور با تحمیل یک قانون تنبیهی علیه نمایندگان مجلس، میخ دیگری به تابوت تشریفات انتخابی در جمهوری اسلامی کوبیده بود.
بنابراین، او چاره ای جُز آن ندارد که بدون حاشیه روی، حرف آخر خود در باره هدف از برپایی این معرکه را با بیشترین رنگ و لعابی که می تواند به آن بدهد، به صورت مُخاطبانش پرتاب کند و پای "موشک" و "جهاد" را به میان بکشد.
روی آوردن رژیم جمهوری اسلامی به تاکتیک بیهوده تخلیه فشار از طریق جنجال آفرینی و بُحران سازی ثابت می کند که ظرفیت آن برای واکُنش در برابر تحوُلات بُزُرگ اجتماعی در منطقه ناچیز و پروسه رویدادها هر روز آن را از زاویه ای دیگر غافلگیر می سازد.
در این راستا، پرخاشگری چندش آور آقای خامنه ای نه فقط تغییری در جایگاه کنونی "نظام" در محدوده خاورمیانه و شُمال آفریقا نمی دهد، بلکه به خوبی می تواند حتی منافع بخشی از میهمانان "کُنفرانس" پخش اعانه را نیز به خطر بیاندازد.   منصور امان

۱۳۹۰ مهر ۹, شنبه

شهروند سرپل ذهابی به خاطر عقیده اش به زندان محکوم شد




آژانس خبری موکریان : یک شهروند اهل سرپل ذهاب از توابع استان کرمانشاه توسط دادگاه انقلاب اسلامی تهران به زندان محکوم شد.

به گزارش آژانس خبری موکریان، این شهروند که حسین پالانی نام دارد و حدود ده ماه است در زندان به سر می برد، توسط دادگاه انقلاب اسلامی تهران به اتهام همکاری با جریانات مذهبی به یک سال حبس تعزیری محکوم شده است.

گفتنی است نامبرده هم اکنون در زندان رجایی شهر کرج دوران محکوميت خود را سپری می کند.


تجمع اعتراضی مردم تبریز در مقابل فرمانداری




 
گزارش دریافتی : آب مناطق وسیعی از تبریز برای بیست و مین بار قطع شده و مسئولین آب منطقه ای و فرمانداری و استانداری پاسخی برای بی کفایتی های خود و رفع نیاز و مشکلات مردم ندارند. کاسه صبر مردم تبریز از بیکفایتی دولتمردان نالایق احمدی نژاد در آذربایجان شرقی و تبریز لبریز شده است . 

در تابستان امسال بیست بار آب مناطقی از تبریز و بیمارستان ها و مراکز خدماتی بیش از 24 ساعت قطع شد و بیماران نیازمند و کودکان و خانواده ها را دچار مشکل ساخته ولی هیچ مسئول ضد مردمی دولت فاسد احمدی نژاد جرات توضیح و عذرخواهی و ریشه یابی را به خود ندادند.

استانداری اعلام میکند که معاون عمرانی استاندار باید پاسخگو باشد ولی در این استان همه مطلعند که معاون عمرانی آقای اشرف نیا از فاسد ترین مدیران هستند و به یمن مدیر آب و فاضلاب استان در خانه مجلل مسکونی این اداره سکنی گزیده اند پس نمیتوانند از مدیران نالایق اداره آب سوال کند . چون خود جیره خوار و فاسد است.استادار آذربایجان شرقی که مثل احمدی نژاد کارش شده فقط وعده دروغین دادن و یک نکته مثبت از استاندار و معاون فاسد عمرانی اش نه تنها در این مدت ندیدیم بلکه توان حل مشکلات کوچکتر را هم ندارند.

مردم خسته از بیکفایتی دولت فاسد احمدی نژاد خود دست به کار شده و با اس ام اس و دعوت از دوستان در فیس بوک امروز شنبه 9 مهر از ساعت 14 تا حل مشکل در مقابل فرمانداری تبریز دست به تجمع اعتراضی می زنند و اگر پاسخی نگرفتند روز بعد در 10 مهر همان ساعت در مقابل استانداری آذربایجان شرقی تجمع خواهند کرد.
 


دستگیری دسته جمعی بیش از ۲۰ تن از شهروندان بهائی در اصفهان




کمیته گزارشگران حقوق بشر – بیش از ۲۰ تن از شهروندان بهائی شهر اصفهان روز ۵ شنبه ۷ مهرماه ۱۳۹۰ بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شدند.

بر اساس اخبار رسیده به کمیته گزارشگران حقوق بشر روز پنج شنبه ۷ مهر ۱۳۹۰ بیش از ۲۰ تن از شهروندان بهائی به نام‌های فربد اشتیاق، پریسا رحمانی، فرزاد روحانی، روحیه حکیمان، سمیرا قانع، آرمان رحیمی، حشمت الله نیکی، شهلا سنائی، فاضل بهنام، فردوس نیکی، س‌ها بهنام،، سهیلا داوردان، داریوش دست پیش، لاله نامجویان، عطاء الله دانشگر، لوا دانشگر، انیسا دانشگر، داراب یزدانی، سهیلا واحدیان، تاج الملوک جانمیان و دینا صفاپور (۹ ساله) بازداشت و به مکان نامشخصی منتقل شده‌اند.

استفاده جنسی از کودکان کار




قانون، رضا جمیلی :  کودکان کار؛ دو کلمه که وقتی در کنار هم می‌نشینند آهنگ بیان ترکیب آنها راحت و شیرین است، اما در میان ماشین‌های پشتِ چراغ‌قرمزها، در اتوبوس‌ها، مترو، خیابان‌ها و بسیاری جاهای دیگر تصاویر دل‌آزار و ناخوشایندی را به پیشِ چشم هر کدام از ما می‌تواند تصویر کند. این روزها تصور خیابان‌های بدون کودکان کار در شهری که زندگی می‌کنیم آرزو و خواستی است دور از دسترس.

اما این بچه‌های کم‌سن‌و‌سالی که با بسته‌های دستمال، آدامس، گردو، فال، جوراب و بسیاری جنس‌های کم‌ارزش و‌ بی‌ارزش دیگر وقتی بالِ پیراهن آدم را بگیرند ول‌کن نیستند و چه خریدار جنس‌هایشان باشیم چه نباشیم، در روز با آنها مواجه خواهیم شد، زندگی کودکانه‌شان چگونه است؟ از کجا می‌آیند، زندگی‌شان چگونه است، بازی و تفریحشان چیست؟ کجا مدرسه می‌روند، چرا و برای چه کسی کار می‌کنند؟
 
خیلی دور، خیلی نزدیک

مترو شوش، خیابان خیام جنوبی؛ کوچه‌های تنگ و باریکی که آدمی را از هیاهوی بارکِش‌ها و کارتن‌ها و فضای بازار جدا می‌کند و روی دیگری از زندگی در این محله را به نمایش می‌گذارد. در یکی از همین کوچه‌های تودرتو و بن‌بست، چند جوان دانشجو با حمایت جمعیت خیریه امام‌ علی‌(ع) بسیاری از این کودکان را گردِ هم آورده‌اند تا در دو اتاق کوچک اجاره‌ای مدرسه را تجربه کنند.

 
بچه‌هایی که هر کدام زخمی بر دست و پا دارند؛ با چهره‌هایی به دور از تقلاهای ساختگی برای فروش جنس‌هایشان؛ با دست‌هایی که گردوشکنی آنها را سیاه کرده، قلم به دست می‌گیرند تا یاد بگیرند که با «میم» به غیر از معتاد می‌توان مادر هم نوشت؛ حتی اگر طلاق گرفته باشد، حتی اگر معتاد باشد.

زیور، زینب، فاطمه‌زهرا، علی، امیر، سونیا بچه‌های کار هستند، کودکان اعتیاد و کودکان زندگی سخت. به گفته عاطفه صحرایی دانشجویی که داوطلبانه برای آموزش این بچه‌ها هفته‌ای سه روز به این مرکز می‌آید، والدین بیشتر این بچه‌ها معتاد هستند. «در دروازه غار سخت است که پدر و مادری پیدا کنید که معتاد نباشند، درآمد کار این بچه‌ها هم صرف اعتیاد والدین می‌شود.»

 
وقتی از فاطمه که گوشه لبش زخم بزرگی دارد می‌پرسم که پدرت چه‌کاره است در جواب می‌گوید: «چیزی نمی‌کشد!» به نظر می‌آید سؤالی که بیشتر در ارتباط با پدر از او پرسیده شده، این بوده که آیا پدرت معتاد است یا خیر؟!

فاطمه می‌گوید در مترو مولوی دستمال می‌فروشد، خوش‌شانس باشد روزی دو بسته می‌فروشد. پولش را هم در پایان روز به پدرش می‌دهد. زینب گردو می‌شکند، وقتی سؤال کلیشه‌ای دوست‌داشتن یا نداشتن این کار را از او می‌پرسم، کودکانه شکایت می‌کند که اصلاً این کار را دوست ندارد: «دست آدم درد می‌آید، دستم پاره می‌شود.»اما به نظر می‌آید سلامتی این بچه‌ها آخرین چیزی است که پدر و مادرها به آن فکر می‌کنند.
 
واحدی، که مسئولیت اداره این مرکز را بر عهده دارد به قانون می‌گوید: «بارها پیش آمده که بچه‌ها به مرکز آمده‌اند و جای سوختگی روی پاهای آنها و یا زخم‌هایی روی بدنشان بوده است. یا روی ذغال و منقل پدر و مادرشان پا گذاشته‌اند و یا مورد خشونت آنها قرار گرفته‌اند. اینجا بچه‌هایی داریم که بعد از تولد که واکسن زده‌اند دیگر هیچ واکسنی را نزده‌اند و هیچ‌وقت برای درمان هم به دکتر برده نمی‌شوند.»

بچه‌هایی که چیزی برای فروختن ندارند دستشان را جلوی رهگذران پیاده‌روها و یا مسافران مترو دراز می‌کنند. زیور می‌گوید با برادرش می‌روند گدایی. پول این گدایی هم خرج دود پدری می‌شود که به گفته او «مریض است و در خانه افتاده است.»یکی از معلمان مرکز عکسی را از یک کودک به ما نشان می‌دهد که قسمتی از موهایش تراشیده شده است. او می‌گوید موهای این بچه‌ها را این‌گونه می‌تراشند تا هنگام فروش مواد راحت‌تر تشخیص داده شوند. یک الگوی ساده برای بالابردن فروش مواد از طریق بچه‌هایی که فقط شب که به خانه می‌روند باید دست پر باشند تا کتک کمتری بخورند.
اداره کردن این بچه‌ها و نگه داشتن آنها در کلاس، کاری طاقت‌فرساست. بچه‌هایی که یاد گرفته‌اند در جامعه برای فروختن جنس‌هایشان و یا پول گرفتن از دیگران هر ترفندی را به‌کار گیرند بسیار پرخاش‌گر و تهاجمی هستند. اما یک وعده غذای گرم برای بیشتر آنها انگیزه خوبی است که حتماً کلاس‌ها را شرکت کنند. موهای رنگ‌پریده آنها حکایت از سوءتغذیه شدید این کودکان دارد. بچه‌هایی که هفته‌ای سه وعده غذای گرم را احتمالاً تنها در همین مدرسه کوچک می‌خورند، نشانه‌های بارز فقر ویتامین و آهن و بسیاری مشکلات سلامتی دیگر را در اندام نحیفشان می‌توان دید.

کرایه ‌دادن و فروش کودکان

خیلی از کودکان کار در محله دروازه‌غار، فاقد شناسنامه هستند. یکی از اهالی محل می‌گوید: «پدر و مادر این بچه‌ها اکثراً شناسنامه ندارند. بچه‌هایشان را هم در شناسنامه برادر و یا خواهر همدیگر ثبت می‌کنند.»

برای والدینی که خود کودکی مشابه‌ای را از سر گذرانده‌اند، این بچه‌ها فقط ابزار هستند. با آنها پول مصرف مواد مخدر را درمی‌آورند، خیلی راحت بچه‌هایشان را به همدیگر قرض می‌دهند و حتی می‌فروشند.

واحدی می‌گوید: «خیلی وقت‌ها بچه‌ها را به همسایه‌ها و یا فامیل کرایه می‌دهند تا برای آنها گدایی کنند. اما مشکل بدتر این است که از آنها هر نوع سوءاستفاده دیگری هم می‌شود. دختر یازده‌ساله‌ای را در همین مرکز داریم که پیرمرد 70 ساله‌ای در ازای روزی 5 هزار تومان از او سوءاستفاده می‌کند. برای خانواده هم تنها همان پولی که به خانه می‌برد مهم است.»
وقتی این بچه‌ها از خانه‌ای که هیچ شباهتی به مدرسه ندارد اما معلمانش با عشق به آنها یاد می‌دهند که با میم چه کلماتی را می‌توان نوشت خارج می‌شوند، راهی کوچه‌ پس‌کوچه‌هایی می‌شوند که خیلی راحت می‌توان اعتیاد، فقر و هزار معضل دیگر را در جای‌جای آنها دید. در گوشه‌ای جوانی در حال تزریق مواد است، زنی جوان اما معتاد بر سر قیمت موادی که خریده جروبحث می‌کند و کودکان دروازه غار در این میان به بازی مشغول می‌شوند تا فردا یک روز کاری دیگر را شروع کنند.

وقاحت فرهنگ شده ای که حد ندارد




آیت الله لاریجانی اعلام داشته است که در جمهوری اسلامی "وقاحت حد دارد"، اما دستکم رفتار خود وی در برخورد به ماجرای دُزدی سه هزار میلیاردی نشان نمی دهد که افسار بی شرمی رهبران و پایوران "نظام"، سگکی برای اندازه گرفتن و بستن داشته باشد.  
در همان هنگام که رییس قُوه قضاییه وعده می داد، با "قُوت"، "قاطعیت"، "جدیت" و جُز آن به پرونده مزبور "رسیدگی" می کند، آشکار گردید که یکی از مُتهمان سرشناس، آقای محمودرضا خاوری، رییس بانک ملی ایران به خارج از کشور گریخته است. جالب توجُه تر این که خبر فرار آقای خاوری را نه نهاد تحت امر آقای لاریجانی یا ضابطین قانونی آن بلکه، مُتهم  دیگر پرونده فاش کرد.
آقای محمود جهُرمی، مُدیرعامل برکنار شده بانک صادرات در "بیانیه" ای که به همین مُناسبت صادر کرد، به هیچ وجه تلاش نکرد هدف اصلی خود از افشای خبر مزبور را پنهان کند. او نیز همچون آقای صادق لاریجانی، خود را مُفتش و پیگیر دُزدی میلیاردی مُعرفی کرد و توپ را به زمین همریشان اش انداخت. وزیر پیشین کار با این حرکت دردسر ساز، در حقیقت اعلام می داشت که قُربانی کردن او برای رفع بلا از سر رووسا بدون هزینه نیست و او حاضر به ایفای نقش هالوی معرکه نخواهد بود.
غریزه تحریک شده ی بقا در آقای جهرُمی، آیت الله لاریجانی را به طور مُستقیم از زنجان به اردبیل بُرد تا در کنار آقای احمدی نژاد، گُماشته ولی فقیه بر مسند ریاست جمهوری بنشاند که همچون وی در لباس پهلوان پنبه به سمت دُزدان توپ خالی در کرده بود.
بخت برگشتگی مامور آقای خامنه ای در قُوه قضاییه این بود که خبر فراری دادن آقای خاوری زمانی در برابر دیده همگان قرار گرفت که تلاش می کرد با حمله لفظی به باند نظامی - امنیتی دولت، سووظن در این باره که هدف اش از انتقاد از "رسانه ای شدن" دُزدی و تهدید رسانه ها سرپوش گذاشتن بر موضوع بوده را برطرف کند.
به همان میزان که تنگنای شفاهی و عملی دست اندرکاران حُکومت برای توضیح بریز – و – بپاش میلیارد تومانی زیر "خیمه نظام" افزایش می یابد، روند توقُف ناپذیر رویدادها بسا بیشتر از این، جایگاه کلیدی و فرهنگ شده "وقاحت" در تدبیرهای آنان را نشان خواهد داد. آیت الله لاریجانی که چندی پیش مُدعی شده بود، "در جریان فتنه ۸۸ یک نفر کشته شد که تا به آخر هم معلوم نشد به دست چه کسانی کشته شد"، در این زمینه چیزی از آقایان احمدی نژاد یا جهرُمی کم ندارد.  
 منصور امان

دستبرد در گزارش شکایت از احمدی نژاد




گزارش کمیسیون اصل نود مجلس درباره چهار شکایت نمایندگان از رئیس جمهور به صورتی نامنظم و به شکل اصلاحی قرائت شد و برخلاف انتظار رای گیری از نمایندگان برای ارائه این گزارش به قوه قضائیه نیز انجام نشد، تا همچنان نمایندگان شاکی از رئیس جمهور در انتظار بررسی شکایت خود بمانند.

به گزارش خبرنگار سیاسی شبکه خبری آتی نیوز؛ علی اکبر اولیا نماینده یزد و صدوق در این باره گفت: متاسفانه روز چهارشنبه در قرائت گزارش شکایت نمایندگان از رئیس جمهور شاهد مماشات کمیسیون اصل نود بودیم. در واقع برخی از اعضای این کمیسیون با اعمال تغییرات ناگهانی، یک گزارش را جایگزین گزارشی که از مدت ها قبل آماده شده بود، کردند. به طوریکه در گزارش جدید بسیاری از تخلفات محرز شده رئیس جمهور حذف شده و از کنار آنها به راحتی گذشته اند.

اولیا با اعلام این مطلب که گزارش جدید کمیسیون اصل نود در واقع "شیر بی یال و کوپال و اشکم" است، گفت: در ابتدای جلسه علنی مجلس آقای زاکانی قصد قرائت گزارش اصلی شکایت از رئیس جمهور را داشت اما عضو دیگر کمیسیون اصل نود با عجله گزارش دیگری که تاریخ تنظیم امروز داشت را به ایشان داد و گفت این گزارش جدید است، درحالیکه وقتی این مسئله را با عضو دیگر این کمیسیون مطرح کردم، ایشان گفتند که تا به حال این گزارش قرائت شده در مجلس را ندیده بودم و این گزارش آن چیزی نبود که در کمیسیون اصل نود تنظیم شده بود! حال ما نمی دانیم که چه کسانی کنار هم نشستند و سر و ته گزارش اصلی را زدند اما امیدواریم هیئت رئیسه مجلس این حرکت سوال برانگیز این افراد را بررسی کرده و به وظیفه اش عمل کند.

نماینده مردم یزد و صدوق در مجلس ضمن اعلام اعتراض خود نسبت به این اتفاق گفت: ما به شدت به این موضوع اعتراض کردیم و در جلسه ای با حضور آقای نکونام توضیحات ایشان را هم شنیدیم هر چند که آن توضیحات برای ما قابل قبول نبوده است. در واقع حرف ما این است که چرا در این گزارش به 4 نامه یک جا جواب داده شده و چرا از ما یعنی نمایندگان شاکی، برای ارائه توضیحات در کمیسیون مربوطه دعوت نشد اما طرف مقابل یعنی نماینده دولت در جلسات متعدد به دفاع از خود پرداخته و کمیسیون هم بدون بحث و بررسی همه دفاعیات این افراد را پذیرفته است؟ البته ما در آینده به یک یک این موارد رسیدگی خواهیم کرد.
این نماینده اصلاح طلب مجلس برخی از موارد حذف شده از گزارش جدید را اینگونه نام برد: طبق موارد 157 و 158 برنامه دولت موظف بوده سالانه به سازمان مدیریت گزارش دهد، درحالیکه هیچ گزارشی داده نشده و این تخلف آشکار در این گزارش حذف شده است. تخلفات دیگری که این گزارش به راحتی از کنار آنها گذشته، عبارت اند از: عدم تشکیل وزارت ورزش، گذاشتن سرپرست غیر قانونی بر وزارتخانه های متعدد، عدم ارائه به موقع قانون بودجه و موضوع عدم پرداخت پاداش نوزادان که تخلفی بزرگ و آشکار بوده است.
علی اکبر اولیا در پاسخ به این سوال که چرا رای گیری از نمایندگان برای ارائه این گزارش به قوه قضائیه در این جلسه انجام نشد، گفت: آقای باهنر هم احساسشان این بود که این گزارش چندان قابل قبول نیست و موضوع عوض شدن گزارش در آخرین لحظات برای ایشان نیز مبهم و شبهه دار بود. بنابراین از آنجایی که این گزارش نمی توانست پاسخگوی مطالبات نمایندگان باشد، هیئت رئیسه رای گیری برای ارسال این گزارش به قوه قضائیه را به بعد از جلسه هفته آینده اش در همین مورد موکول کرد. البته ما هم امیدواریم که مجلس بتواند در برخورد با این موضوع به گونه ای عمل کند که شان مجلس در نظارت بر دولت حفظ شود.

اما در این حال سید سلمان ذاکر عضو کمیسیون اصل نود مجلس موضوع تغییر و یا اصلاح گزارش مذکور را از اساس تکذیب کرد و در مورد عدم رای گیری در مجلس نیز نظر دیگری داشت.
سلمان ذاکر نماینده مردم ارومیه و عضو کمیسیون اصل نود در مجلس در واکنش به حرف های علی اکبر اولیا گفت: گزارشی که در مجلس قرائت شد همان گزارش تنظیم شده در کمیسیون اصل نود بود و هیچ گونه اصلاحیه ی جدیدی که اعضای کمیسیون از آن مطلع نبوده باشند، به آن اضافه و یا از آن کم نشده است. بلکه این گزارش همان گزارشی بود که در جلسه کمیسیون اصل نود با حضور اعضای ثابت و غیر ثابت قرائت و رای گیری شد.
وی تصریح کرد: علت عدم رای گیری برای ارائه شکایت به قوه قضائیه هم این بود که برخی از اسناد و مدارک مربوط به تخلفات ذکر شده در گزارش موجود نبود که باید در ادامه تکمیل شود. بنابراین اعضای هیئت رئیسه در جلسه ای که به این منظور خواهند داشت، به این مسائل رسیدگی می کنند، چه بسا که کار در همان جلسه تمام شود.