۱۳۹۱ آبان ۱۲, جمعه
دونامه از وحید اصغری زندانی محکوم به مرگ به مسئولین قضایی
وحید اصغری که از سوی دادگاه انقلاب به اتهام راه اندازی سایت هایی با محتوای پورنوگرافیک به اعدام محکوم شده است در سال ۸۷ همزمان با بازداشت جمعی از فعالین سایبری در یک پروژه امنیتی از سوی اطلاعات سپاه بازداشت شده بود.
شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی برای دیگر متهم این پرونده به نام سعید ملکپور نیز که تحت عنوان پروندهٔ مضلین محاکمه شدند، حکم اعدام صادر کرده بود و همچنین دیگر متهم این پرونده، حسن سیسختی را به حبس ابد محکوم نموده است. نامبردگان هماکنون در زندان اوین بهسر میبرند.
در زیر متن کامل دو نامه از وحید اصغری به دادسرای نظامی و قاضی پروندهاش که در اختیار خبرگزاری هرانا قرارگرفته است و برای اولین بار منتشر میشود را میخوانید:
اعلام شکایت از سپاه پاسداران بدلیل ارتکاب جرایم علیه بشریت و نقض تمام حقوق متهمان
به دادسرای نظامی تهران:
نظر به اینکه وقوع اعمال شکنجههای فرا قانونی و غیر شرعی به اسم دفاع از رهبری و قانون اساسی رو بنده مسلم است و خواندهٔ دعوی اخیرا با قصد سوء استفاده شروع به اخلال در حقوق واگذاری به اینجانب نموده است و نظر به اینکه توجه مقام عالی را تعدد جرایم ارتکابی متشکی عنه جلب مینمایم.
بخاطر همین در کتاب "شرح شکنجهها" در دویست صفحه موارد نقض حقوق قانونی، انسانی و شرعی متهم بند دو الف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (بنده) نوشته و ارائه شده است و خسارات عظیم روحی و روانی و خانوادگی و جسمی و بدنی به من از این طریق که دانشجو و مؤلف و مدیر عامل چندین شرکت و خبرگزاری بوده و ناشر قران مجید هم هستم، وارد گشته است و همگی قابل اثبات در صورت اعزام بنده به پزشکی قانونی میباشد (و همینطور مطالعهٔ گزارشات و نظریههای دکترهای متخصص بهداری اوین و پزشکی قانونی که از قبل موجود میباشد).
مستنداً به مواد ۳۹-تبصرهٔ ماده ۵۹-۱۲۹-۱۳۱-۱۹۰-۱۹۶-۲۰۵-۲۱ قانون آیین دادرسی کیفری و مواد۲۰-۲۲-۲۳-۳۳-۳۴-۳۷-۳۸-۳۹-۱۶۹-۱۷۳ قانون اساسی که حقوق شهروندان را تضمین میکند و مواد ۱۲۴-۱۴۱-۱۴۳ تا ۱۴۶-۱۵۱-۱۵۳-۲۷۱-۲۷۷-۴۴۶-۵۱۳-۵۱۴-۵۷۰-۵۷۴-۵۷۶-۵۷۸-۵۷۹-۵۸۰-۵۸۲-۵۸۴-۵۸۷-۵۹۷-تا ۵۹۹-و ۶۰۸-۶۱۷-۶۲۸-۶۶۸ و ۶۶۹ قانون مجازات اسلامی و تمامی مواد نقض شدهٔ قانون احترام به آزادیهای مشروع و حفظ حقوق شهروندی و قانون منع شکنجه (تمامی مصوب مجلس) صدور حکم مبتنی بر تعقیب، مجازات و در نهایت محکومیت اعمالگران، جنایت علیه بشریت و شکنجه و سوء رفتار شدید و رفتار خشن و جبران ضرر و زیان مادی و معنوی با احتساب جمیع خسارات قانونی از محضر عالی استدعا میشود، مدارک و مستندات و دلائل و ضمائم به شرح ذیل تقدیم میشود:
۱-کتاب شرح شکنجهها
۲-عند اللزوم تحقیق و معاینه محلی
۳-عند اللزوم جلب نظر کارشناسی
۴-عنداللزوم اعزام شاکی به پزشکی قانونی جهت اخذ گواهیها و نظریههای شکنجه و آزار جسمی و روانی
۵-پروندهٔ پزشکی اینجانب در بهداری زندان اوین
۶-استشهادیهای با امضای کسانی که از ماوقع مطلع هستند
۷-شهادت شهود (شهود به دادگاه معرفی میشوند تا در صورت لزوم به دادگاه فراخوانده شوند)
۸- رای دادگاه و دادنامهای که از سوی قاضی پرونده برای پروندهٔ سیاسیای که بخاطرش ماهها شکنجه شدهام صادر شده است
۸۹/۰۵/۰۲
موضوع درخواست: بذل توجه به لایحهٔ دفاعیه و سوابق اینجانب و تاثیر دادن آنها برای صدور حکم نهایی و رد اتهامات واهی
به: رئیس محترم شعبهٔ ۱۵ دادگاه انقلاب، جناب آقای صلواتی
با توجه به هشتصدوهشتاد و هشتمین روز بازداشت بنده و با رسیدن مدت بازداشت موقتم به ۹۰۰ روز در تاریخ ۳۰ آبانماه ۸۹ متذکر میگردم:
۱-من ناشر قرآن به زبان انگلیسی در آمریکای شمالی و محیط اینترنت بودهام.
۲-من ناشر آثار شاملو در قالب دی وی دی بصورت چند رسانهای هستم.
۳-بنده مؤلف یک کتاب روانشناسی و یک کتاب جامعهشناسی به زبان انگلیسی هستم.
۴-بنده مؤلف کتاب کودک (آموزش زبان انگلیسی با استفاده از تصاویر) هستم.
۵-بنده مهندس کامپیوتر و دانشجوی رشتهٔ مد و طراحی لباس هستم (یک دانشگاه آمریکایی بین المللی).
۶-بنده کارمند شرکت گوگل (کارشناس رسانه) و کارمند خانهٔ مد در خارج از کشور بودهام.
۷-بنده عضو اتاق بازرگانی تبریز و دارنده کتاب کارت بازرگانی شرکت صادرات و واردات در تهران هستم.
۸-بنده سابقهٔ ۶ سال تعامل با دانشگاههای خارجی دارم و سابقهٔ اخذ و جذب بورسیهٔ رشته روزنامه نگاری برای دانشجویان ایرانی را دارم.
۹-حامی رسانهای و تبلیغی یونیسف و اینترپل در محیط سایبری و رسانهای بودهام و از این نهادهای بین المللی تقدیر نامه دارم.
۱۰-یک شرکت بسط فناوری اطلاعات، یک شرکت خدمات مشاوره بیمه در آمریکا و یک شرکت تجارت الکترونیک در آمریکا به مدیر عاملی خودم دارم.
۱۱-سابقهٔ تولید نرم افزارهایی چون نرم افزار تجاری، اداری، قضایی و هزاران نمونه، نامه دسته بندی شده را دارم (نمونه فرمها-نامهها و قرار دادها).
۱۲- سابقهٔ تولید محتوای ملی همچون سایت "مشاهیر ایرانی همراه با معرفی آنها با عکس و تفصیلات" به زبانهای انگلیسی و فارسی را دارم.
۱۳- "لینکستان جامع رسانه" را تولید و عرضه کردهام (در محیط اینترنت که آدرس سایت و ایمیل و شماره تلفن و آدرس تمام رادیو تلویزیون و نشریات دنیا را ارائه میدهد.
۱۴-سابقهٔ حمایت از مؤسسات مربوط به کودکان و سابقه انتشار بین المللی سی دیهای ترانههای شادمانه کودکان را دارم.
۱۵-سابقهٔ عضویت در سازمان هلال احمر جهانی و گذراندن دورهٔ آموزش آنها، سابقه انتشار کتاب زرد مشاغل آمریکا و ایران و... را دارم.
لذا با توجه دادن دادگاه محترم به اینگونه سوابق و با خواندن لایحهٔ دفاعیه تقدیمی، حقیقت نداشتن اتهامات واهی روشن میگردد.
لذا با توجه دادن دادگاه محترم به اینگونه سوابق و با خواندن لایحهٔ دفاعیه تقدیمی، حقیقت نداشتن اتهامات واهی روشن میگردد.
۸۹/۰۸/۰۹
روز شمار نقض حقوق شهروندان بهایی مهر ماه ۱۳۹۱
در تدوام سرکوب اقلیت مذهبی بهایی گزارشی ماهانه از سوی واحد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران منتشر میشود که گزارش زیر نقض حقوق بهائیان در مهرماه ماه سال گذشته است.
متن این گزارش به قرار زیر است:
۱ مهر ماه: دو شهروند بهایی ساکن سمنان به نامهای "ترانه ترابی" و "زهره نیک آیین" که هر کدام به ترتیب به ۳۰ و ۲۳ حبس تعزیری محکوم شده بودند همراه فرزندان شیرخوارشان جهت گذراندن دوران محکومیت راهی زندان سمنان شدند.
۵ مهر ماه: ماموران اداره اطلاعات مشهد سه شهروند بهایی ساکن شهر مزبور را پس از تفتیش منازلشان بازداشت نمودند اسامی این شهروندان بهایی عبارتست از: نیکا خلوصی – نوا خلوصی و مهسا مهدوی.
- "فواد خانجانی" زندانی بهایی محبوس در زندان رجایی شهر به بیمارستان خارج از زندان منتقل شد ولی مسئولین بیمارستان از بستری نمودن نامبرده اجتناب کردند و پس از آزمایشهای مقدماتی به زندان بازگردانده شد این درحالی است که این فرد بهایی طبق نظر پزشکان احتیاج به جراحی فوری دارد.
- "مهوش شهریاری (ثابت)" ۶۰ ساله و یکی از مدیران جامعه بهایی که در حال گذراندن محکومیت ۲۰ ساله در زندان اوین میباشد به دلیل پوکی استخوان دچار شکستگی لگن شده ولی مسئولین از دادن مرخصی درمانی جهت نامبرده اجتناب کردند.
۶ مهر ماه: "نوید خانجانی" زندانی بهایی و فعال حق تحصیل به دلیل بیماری به بهداری زندان رجایی شهر منتقل شد این درحالی اتفاق افتاد که نماینده زندانیان سیاسی به نام خالد حردانی که مسئول این انتقال بود مورد ضرب و شتم ماموران حفاظت قرار گرفت.
۸ مهر ماه: ماموران اداره اطلاعات یزد دو شهروند بهایی ساکن شهر مزبور را به نامهای "مهران اسلامی" و "فرح باغی (قدرت)" را پس از تفتیش منازلشان و ضبط کامپیوتر، اوراق و عکسهای خصوصی و مذهبی بازداشت نمودند.
- "شهناز رنجبر" شهروند بهایی ساکن قائم شهر جهت بازجویی به اداره اطلاعات احضار که پس از بازجویی، آزاد و دنباله بازجویی به روز بعد موکول شد.
۹ مهر ماه: "کیوان رحیمیان" شهروند بهایی و یکی از اساتید دانشگاه مجازی بهاییان ایران جهت اجرای حکم ۵ سال حبس تعزیری خود را به زندان اوین معرفی و به بند ۳۵۰ منتقل گردید.
- "شهناز رنجبر" پس از معرفی مجدد خود به اداره اطلاعات، بازداشت شد.
۱۰ مهر ماه: "هوشنگ فناییان" زندانی بهایی زندان بابل چندین ماه است که به دلیل جابجایی مهرههای گردن و بازو بشدت از درد در ناحیه گردن و دست رنج میبرد ولی مسئولین از دادن مرخصی درمانی به نامبرده خودداری کردند.
۱۲ مهر ماه: دو زندانی بهایی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین به نامهای "عزیزالله سمندری" و "کیوان رحیمیان" به زندان رجایی شهر منتقل شدند نامبردگان هر کدام به ۵ سال حبس تعزیری محکوم میباشند.
۱۳ مهر ماه: حکم بدوی ۶ سال ونیم حبس تعزیری یک شهروند بهایی ساکن سمنان به نام "پویا تبیانیان" توسط دادگاه تجدید نظر تائید شد.
- دادگاه انقلاب سمنان یک شهروند بهایی به نام "طاهر اسکندریان" را به سه سال حبس تعزیری محکوم کرد.
- دادگاه انقلاب سمنان "افراسیاب سبحانی" شهروند بهایی ساکن سمنان را به یک سال حبس تعزیری محکوم کرد.
۱۵ مهر ماه: ماموران اداره اطلاعات مشهد به منزل یک شهروند بهایی به نام «ادیب شعاعی» مراجعه کرده و پس از تفتیش محل و ضبط کامپیوتر، کتب و عکسهای مذهبی نامبرده را نیز بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات منتقل نمودند.
۲۳ مهر ماه: دادگاه تجدید نظر استان سمنان حکم بدوی ۴ سال و ۴ ماه حبس تعزیری یک شهروند بهایی ساکن شهر مزبور به نام «انیسا فناییان» را به ۲۲ ماه حبس تعزیری تقلیل داد.
۲۴ مهر ماه: دادگاه انقلاب شهر بیرجند یک شهروند ۸۵ ساله بهایی به نام «محمد حسین نخعی» را پس از ۵ ماه بازداشت موقت به اتهام تبلیغ علیه نظام از طریق تبلیغ بهایی و عضویت در جامعه بهایی به سه سال حبس تعزیری محکوم کرد.
۲۶ مهر ماه: در پی یورش همزمان و گسترده به منازل بیش از ۲۰ شهروند بهایی ساکن گرگان و مینودشت، ۱۷ شهروند بهایی دستگیر شدند قابل ذکر است چند شهروند مسلمان نیز در این عملیات بازداشت شدند. اسامی بازداشت شدگان بهایی عبارتست از:
فرهاد فهندژ – شیدا قدوسی – پونه ثنایی – هوشمند دهقان – کمال کاشانی – مریم دهقان – فرهمند ثنایی – فرح ثنایی (همسر فرهمند) – پریوش فناییان – نازی تحقیقی (خلخی) – بهنام حسنی – سودابه مهدینژاد – حنا عقیقیان – نوید معلمی – کاملیا بیدلیان (همسر نوید) – شهنام جذبانی – شهره صمیمی (همسر شهنام)
۳۰ مهر ماه: در پی احضار و مراجعه دو شهروند بهایی ساکن اسلامشهر به نامهای «فرزین شهریاری» و «رامین شهریاری» به دادسرای انقلاب، بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شدند.
- به حکم دادگاه انقلاب شهر سمنان یک شهروند بهایی به نام «اکبرپور حسینی» به اتهام تبلیغ علیه نظام و عضویت در تشکیلات مذهبی بهایی به ۲۸ ماه حبس تعزیری محکوم گردید.
تداوم اعتصاب کارگران پتروشیمی ماهشهر
کارگران شرکتهای مجموعه پتروشیمی در ماهشهر بار دیگر دست به اعتصاب زدند. اتحادیه آزاد کارگران ایران روز چهارشنبه 10 آبان خبر از سرگیری اعتصاب کارگرانی که قرارداد کاری آنها مشخص نشده است را منتشر کرد.
کارگران شرکتهای مجموعه پتروشیمی ماهشهر نسبت به موقعیت قرارداد کاری خود و وجود شرکتهای پیمانکار تاکنون چندین بار در اشکال گوناگون مانند رهپیمایی، تجمع و اعتصاب، اعتراض کرده اند. خواست کارگران این مجموعه، خذف شرکتهای پیکانکار و نقش واسطه ای این شرکتها و بستن قرارداد مستقیم با گارگران است. در آغاز سال 1391، بیش از 1500 کارگر مجموعه پتروشیمی دست به اعتصاب گسترده ای زده که بعد از 11 روز اعتصاب موفق به گرفتن توافق کتبی با مدیریت این واحدها شدند. اما در این مدت فقط 30 درصد کارگران شامل این توافق شدند و بقیه همچنان بلاتکلیف هستند.
خواسته عادلانه و برحق کارگران مجموعه پتروشیمی، حذف واسطه های پیمانکاری و بستن قرارداد کاری مستقیم است. تجربه پیروزمند کارگران در اعتصابهای قبلی مجموعه پتروشیمی ماهشهر دستاورد تداوم حرکتهای اعتراضی و همبستگی کارگری بوده است. خواست کارگران مجموعه پتروشیمی خواستی عادلانه و برحق است که تنها با همبستگی و اعتراضهای جمعی و پیگیر می تواند تحقق یابد.
زینت میرهاشمی۱۳۹۱ آبان ۱۱, پنجشنبه
چند چشمه از 2.5 میلیون شغل ایجاد شده: دویدن پشت ماشین برای اختفای پلاک
در حالی که دولتی ها اصرار دارند که در سال جاری 2.5 میلیون شغل ایجاد خواهند کرد و تا کنون نیز نیمی از این مشاغل را درست کرده اند ، منتقدان دولت بر آنند که این رقم قابل تحقق نیست و دولت ، وعده توخالی داده است.
با این حال بررسی های عصرایران نشان می دهد که دولت توانسته مشاغل متعددی را در این سال ها ایجاد کند تا اگر بسیاری از شهروندان به دلایلی مانند تعطیلی کارخانه ها یا اخراج از اداره ها و شرکت ها بیکار شده اند ، در مشاغل جدید فعالیت کنند و چرخ اقتصادی کشور و خانواده خود را بچرخانند.
در زیر به چند نمونه از مشاغلی که در راستای اشتغالزایی 2.5 میلیون نفری دولت ایجاد شده است ، به عنوان مشتی نمونه خروار ، اشاره می شود:
- دویدن پشت سر ماشین ها برای اختفای پلاک: منطقه مرکزی تهران ، محدوده طرح ترافیک است و تنها خودروهایی می توانند وارد آن شوند که دارای مجوز ورود باشند. این مجوز بر روی شیشه های جلو و عقب خودرو چسبانده می شود.
مبادی ورودی طرح ترافیک نیز با دوربین های مخصوصی کنترل می شوند و اگر خودرویی بدون مجوز طرح ترافیک وارد محدوده شود ، شماره پلاکش توسط دوربین ها ثبت و صاحب خودرو جریمه می شود.
حالا در راستای اشتغال زایی 2.5 میلیون نفری ، عده ای از شهروندان در مبادی ورودی طرح مستقر شده اند و با گرفتن مبلغی حدود 5 هزار تومان از هر راننده ، پشت سر خودرو و مقابل پلاک عقب آن قرار می گیرند و 50 - 40 متری را پشت خودرو می دوند تا دوربین ها نتوانند شماره پلاک را ثبت کنند.
این یکی از مشاغل جدید التأسیس است که به یمن سیاست های اقتصادی دولت خدمتگزار ایجاد شده و تعدادی را به خود مشغول کرده است!
- فیش فروشی: در مقابل برخی ادارات و سازمان ها مانند ثبت شرکت ها ، که ارباب رجوع ناگزیر هستند برای ادامه کار اداری شان ، به بانک رفته و مبالغ اندکی را واریز و فیش آن را بیاورند ، افرادی با "فیش های بانکی پرداخت شده و بدون اسم" ایستاده اند و با دریافت مبلغی بیشتر از وجه فیش ، مراجعه کنندگان را از ایستادن در صف های طویل بانکی معاف می کنند. این هم بالاخره شغلی است!
- نوبت فروشی: از وقتی که در بانک ها ، سیستم نوبت دهی خودکار راه افتاده ، کار مردم در حفظ نوبت بسیار راحت شده است اما این ابتکار نیز اشتغال زا بوده است ؛ بدین ترتیب که عده ای به شعب بسیار شلوغ بانک ها مراجعه می کنند و پشت سر هم ، برگه های نوبت را از دستگاه نوبت دهی دریافت می کنند و سپس به کسانی که دیرتر می آیند و عجله دارند می فروشند.
یکی از شهروندان تهرانی تعریف می کرد که وقتی وارد بانک شدم و نوبت گرفتم ، دیدم حدود 25 - 20 نفر جلوتر از من هستند ؛ عجله هم داشتم و کلی کلافه شدم که در این موقع ، مرد جوانی که گویا حواسش به من بود نزدیک شد و گفت: می خواهی 5 دقیقه ای کارت راه بیفتد؟
وقتی جواب مثبتم را شنید یکی از برگه های نوبت دهی را به من داد و گفت: می شود 2 هزار تومان!
ابتدا فکر کردم دارد شوخی می کند ، بنابراین به مزاح گفتم:حالا نمی شود از من هزار تومان بگیری؟
خیلی جدی جواب داد: چرا؟ هزار تومانی هم دارم ولی نوبتش کمی بیشتر طول می کشد...!
آنچه در سطور بالا آمد، تنها بخشی از مشاغل ایجاد شده در سال های اخیر است که عده ای را سرکار گذاشته است و الا موارد متعدد دیگری مانند خوابیدن در مقابل سفارتخانه های خارجی و نوبت گرفتن و سپس واگذاری نوبت به متقاضیان واقعی در طول روز ، انواع و اقسام دستفروشی ، اسفند دود کردن در چهار راه ها ، فالگیری در پارک ها ، سازماندهی باندهای تکدی گری ، شیره مالیدن بر سر رهگذران با این عنوان که "مسافرم و کیفم را زده اند ، کمکم کنید" و نظایر این ها ، مدت هاست که در جامعه ما به عنوان مشاغلی با ثبات شغلی قابل توجه و درآمد مکفی بدون مالیات جا افتاده اند و ای بسا در آینده جزو مشاغل سنتی و به عنوان میراث فرهنگی ثبت هم بشوند!
به هر حال اگر این موارد را جزو مشاغل حساب کنیم که البته در قیاس با تعریف دولت از "شاغل" (که هر کس هفته ای یک ساعت کار کند شاغل است) این ها هم شغل هستند(!) ، می توانیم به این نتیجه برسیم که ای بسا ایجاد 2.5 میلیون شغل را هم رد کرده ایم و در مسیر حرکت به عدد 5 میلیون شغل هستیم!
خامنه ای افشا کننده روابط پشت پرده قدرت را خائن نامید
علی خامنه ای، ولی فقیه و پدر خوانده باندهای مافیایی قدرت در رژیم جمهوری اسلامی، روز گذشته (چهارشنبه) برای دومین بار در طول دو هفته مجبور به دخالت در درگیری باندهای رژیم شد و به آنان هشدار داد.
به نظر می رسد کشاکش و درگیری باندها در زیر "خیمه نظام" به اندازه ای است که گوش کسی به هشدارهای خامنه ای بدهکار نیست. احمدی نژاد، پادوی برکشیده رهبر بر مسند ریاست جمهوری از یک طرف و برادران لاریجانی در ریاست مجلس و قوه قضاییه، سخت مشغول گردگیری هستند. آنچه بیش از همه خامنه ای را در این میان نگران می کند، از دست رفتن جایگاه و موقعیت خودش است که کسی برای هشدارهایش تره هم خرد نمی کند. روز گذشته خامنه ای با صدای بلند نگرانی خود از به میان مردم رفتن اختلافات باندهای قدرت را بیان کرد و گفت: "نامه نگاریهای اخیر و مطالب آن به هیچ وجه موضوع مهمی نیست، اما این اختلاف نظرها نباید به میان مردم کشانده و دست مایه ای برای جنجال و هیاهوی رسانه های بیگانه و دشمنان شود."
او که در این درگیریها شاهد برباد رفتن طرح یکدست کردن قدرت خود در رژیم می باشد، محتوای نامه های رد بدل شده بین صادق لاریجانی و احمدی نژاد را مهم نمی داند، اما آنچه او را نگران می کند، پی بردن مردم به این اختلافات و افشا شدن روابط پشت پرده قدرت در رژیم مافیایی ولایت فقیه است. به این دلیل او خط و نشان می کشد و می گوید: "از امروز تا روز انتخابات، هرکسی که بخواهد اختلافها را به میان مردم بکشاند و از احساسات آنها در جهت اختلافات استفاده کند، قطعاً به کشور خیانت کرده است."
چه چیزی پشت پرده قدرت رژیم می گذرد که خامنه ای مردم را در آن مورد نامحرم می داند و دانستن آنها آنقدر نگرانش می کند که افشا کننده را خائن می نامد؟ اینجاست که مشخص می شود بر خلاف لاف و گزافهای پایوران رژیم، مردم برای آنها همواره نامحرم بوده اند و تعریفی همچون دشمن از آنان دارند که این گونه از آگاهی آنان می ترسند. شاید علت هم این گفته حسین علی حاجی دلیگانی، عضو شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان مجلس آخوندی باشد که پس از دیدار این محفل با احمدی نژاد، به خبرگزاری حکومتی مهر می گوید: "احمدینژاد به هیچ عنوان از طرح سووال از رییس جمهور در صحن علنی نگران و ناراحت نبود و اعلام کرد که من سووال از رئیس جمهور را فرصت میدانم که حرفهای نگفته را در مجلس بیان کنم."
و اینجاست که می شود فهمید چرا خامنه ای با نگرانی می گوید: "این اختلاف نظر نباید به اختلاف در عمل و گریبانگیری و مچ گیری در مقابل مردم تبدیل شود."
تلاش خامنه ای برای پایین کشیدن فتیله این درگیریها بیهوده است، زیرا خود او به عنوان پدر خوانده باندهای مافیایی، بخشی از این کشاکش است. اما تا هم اکنون نیز پرده به اندازه کافی بالا رفته و مردم به آنچه در زیر "خیمه نظام" می گذرد، آگاه شده اند. حال این خامنه ای است که باید فکری به حال موقعیت برباد رفته خود به عنوان ولی فقیه و پدر خوانده باندهای قدرت رژیم بکند.جعفر پویه
به نظر می رسد کشاکش و درگیری باندها در زیر "خیمه نظام" به اندازه ای است که گوش کسی به هشدارهای خامنه ای بدهکار نیست. احمدی نژاد، پادوی برکشیده رهبر بر مسند ریاست جمهوری از یک طرف و برادران لاریجانی در ریاست مجلس و قوه قضاییه، سخت مشغول گردگیری هستند. آنچه بیش از همه خامنه ای را در این میان نگران می کند، از دست رفتن جایگاه و موقعیت خودش است که کسی برای هشدارهایش تره هم خرد نمی کند. روز گذشته خامنه ای با صدای بلند نگرانی خود از به میان مردم رفتن اختلافات باندهای قدرت را بیان کرد و گفت: "نامه نگاریهای اخیر و مطالب آن به هیچ وجه موضوع مهمی نیست، اما این اختلاف نظرها نباید به میان مردم کشانده و دست مایه ای برای جنجال و هیاهوی رسانه های بیگانه و دشمنان شود."
او که در این درگیریها شاهد برباد رفتن طرح یکدست کردن قدرت خود در رژیم می باشد، محتوای نامه های رد بدل شده بین صادق لاریجانی و احمدی نژاد را مهم نمی داند، اما آنچه او را نگران می کند، پی بردن مردم به این اختلافات و افشا شدن روابط پشت پرده قدرت در رژیم مافیایی ولایت فقیه است. به این دلیل او خط و نشان می کشد و می گوید: "از امروز تا روز انتخابات، هرکسی که بخواهد اختلافها را به میان مردم بکشاند و از احساسات آنها در جهت اختلافات استفاده کند، قطعاً به کشور خیانت کرده است."
چه چیزی پشت پرده قدرت رژیم می گذرد که خامنه ای مردم را در آن مورد نامحرم می داند و دانستن آنها آنقدر نگرانش می کند که افشا کننده را خائن می نامد؟ اینجاست که مشخص می شود بر خلاف لاف و گزافهای پایوران رژیم، مردم برای آنها همواره نامحرم بوده اند و تعریفی همچون دشمن از آنان دارند که این گونه از آگاهی آنان می ترسند. شاید علت هم این گفته حسین علی حاجی دلیگانی، عضو شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان مجلس آخوندی باشد که پس از دیدار این محفل با احمدی نژاد، به خبرگزاری حکومتی مهر می گوید: "احمدینژاد به هیچ عنوان از طرح سووال از رییس جمهور در صحن علنی نگران و ناراحت نبود و اعلام کرد که من سووال از رئیس جمهور را فرصت میدانم که حرفهای نگفته را در مجلس بیان کنم."
و اینجاست که می شود فهمید چرا خامنه ای با نگرانی می گوید: "این اختلاف نظر نباید به اختلاف در عمل و گریبانگیری و مچ گیری در مقابل مردم تبدیل شود."
تلاش خامنه ای برای پایین کشیدن فتیله این درگیریها بیهوده است، زیرا خود او به عنوان پدر خوانده باندهای مافیایی، بخشی از این کشاکش است. اما تا هم اکنون نیز پرده به اندازه کافی بالا رفته و مردم به آنچه در زیر "خیمه نظام" می گذرد، آگاه شده اند. حال این خامنه ای است که باید فکری به حال موقعیت برباد رفته خود به عنوان ولی فقیه و پدر خوانده باندهای قدرت رژیم بکند.جعفر پویه
اشتراک در:
پستها (Atom)

