جمعیت مبارزه با تبعیض تحصیلی – سمیرا غلامی، دانشجوی ورودی سال ۸۹ رشته مهندسی مکانیک دانشگاه سراسری سیرجان از دانشگاه اخراج شد.
به گزارش جمعیت مبارزه با تبعیض تحصیلی، این دانشجوی ترم سوم، روز یکشنبه ۸ آبان ماه به دلیل "اعتقاد به آئین بهائی" از دانشگاه اخراج شده است.
چند روز قبل از اخراج سمیرا غلامی، مسئولان دانشگاه وی را احضار کرده و او را مورد سوال و جواب در مورد اعتقاداتش قرار دادند.
اخراج این دانشجو در حالی صورت میگیرد که چندی پیش محمد جواد لاریجانی، دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضائیه گفت: «بهاییها در ایران مانند هر شهروند دیگر ایرانی از حقوق شهروندی برخوردارند اما درست مانند سایر شهروندان اگر مرتکب جرمی شوند به طور طبیعی دستگاه قضایی با آنها برخورد می کند»
در چند ماهه اخیر بیش از ۱۰ دانشجوی بهائی به نامهای روحالله تشکر، بشیر تشکر، البرز نورانی، آوا توکل، مونا مومنی، ارکیده آقایی، حنانه کنعانی، هومن رحمانیان، ملیکا وزیرزاده و فرنود جهانگیری از دانشگاه اخراج شدهاند.
.........................................................................................
جمعیت مبارزه با تبعیض تحصیلی - صهبا متحدین دانشجوی مهندسی صنایع دانشگاه قزوین از دانشگاه اخراج شد.
به گزارش جمعیت مبارزه با تبعیض تحصیلی، مسئولان دانشگاه قزوین از ثبت نام این دانشجو که برای ثبت نام در ترم جدید به این دانشگاه مراجعه کرده بود؛ به دلیل "اعتقاد به آئین بهائی"، خودداری کردند.
صهبا متحدین در همین راستا یادداشتی نیز نوشته است، که متن آن به شرح زیر است:
در گذر از روزهائی بودم که میدانستم چند روز بیشتر باقی نمانده برای شروع تحصیلات
این بار در یکی از دانشگاههای قزوین! رشته مهندسی صنایع که به حق روز به روز وابستگیام به آن بیشتر میشد
رویاهایم را زیباتر میبافتم!و آیندهام را چه نزدیک به چشم میدیدم.
صبح روز ۲۸ شهریور ماه ۹۰ بود!هنوز آسمانش تاریک بود که از خواب بیدار میشدم
بعد از راهی نسبتا طولانی که خالی نبود از نیایش و ستایش حضرت دوست و مملو بود از امید و توکل به او که هر چه دارم از اوست...به مقصدی رسیدیم که تنها تصاویرش را در دنیای مجازی دیده بودم
دنیای کوچکی که قرار بر این بود روزهایی از زندگیام را در آن سپری کنم
با گرفتن فرمهایی جهت تکمیل پرونده دقایقی را مشغول پر کردن آنها بودیم
نام...نام خانوادگی...شماره شناسنامه...نام پدر...مذهب...و
اطلاعاتی که تقریباً در همه ی برگهها باید داده میشد
بعد از گذراندن ۱۶ مرحله ثبت نام همراه با همکاری صمیمانه ی خانواده و هیجان و اضطرابی دیدنی بر چهره ی پدر و مادری که فرزند خود را در این موقعیت میدیدند،که حدودا ۴ساعت و کمی بیشتر را جزوی از خاطرهام کرد!من دانشجوئی شدم در دانشگاه قزوین با شماره دانشجویی .........۹ که باید کمتر از ۱هفته ی دیگر برای اولین کلاس در آنجا حاضر میشدم! هم چنان در انتظار گرفتن کارت سرویس بودم در محوطه ی دانشگاه که تلفن زنگ خورد و من احضار شدم!در پشت میزهای کارشان...محکوم شدم به نوشتن یک حقیقت.
بر خلاف انتظارم که درس خواندن در کنار دوستان ایرانیام را یکی از حقوق خود میدانستم! محروم شدم از این حق...و شدم دانشجوی اخراجی سال ۹۰
تجربه یی بود در مسیر هموار و ناهموار زندگی...و نمیدانم پاسخ این محرومیت را باید از چه کسی دریافت کنم؟
اما ...زندگی چون رود هم چنان جاریست
و من گام برمی دارم ...برای رسیدن به یک آرزوی سبز...جلوه ی آرزو ی عالم انسانی شدن...نه فقط به وسیله ی تحصیل در دانشگاه بلکه در کنار تحصیل همراه با انسانیت
الطاف بی انتهایش شامل کل
صهبا متحدین
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر