۱۳۹۰ تیر ۱۸, شنبه

خامنه ای بازنده جر زنی در مُورد طرح تفکیک جنسیتی دانشگاه ها




آقای خامنه ای یک دور دیگر بازی را به جن خیره سری که از بُطری بیرون آورده، باخته است. برای "رهبر" تکان دهنده تر از باخت، این واقعیت می تواند باشد که او از شرکت خود در این رقابت بی خبر بود!
"اسلامی کردن دانشگاه" و پیرو آن، جُداسازی جنسیتی در مراکز آموزش عالی، امتیاز ارزانی بود که آیت الله خامنه ای برای جلب پُشتیبانی مُلاهای بانُفوذ به آنها داد. "مراجع و عُلما" همواره تحمیل دستورهای شرعی خود بر جامعه را درجه نگاری برای تخمین میزان آتوریته شان در دستگاه قُدرت به شمار آورده اند؛ امری که با سیاست "یکدست سازی" و ادغام ولایت فقیه، دولت و یک جناح نظامی – امنیتی در یکدیگر، به نظر می رسید با تهدیدی جدی روبرو شده باشد. شنبه
آیت الله خامنه ای پس از دریافت ضربه های خُرد کننده خیزش توده ای 88، به ناچار ایده حُکومتی کردن پایگاه های ایدیولوژیک رژیم مذهبی در قُم، مشهد، اصفهان و جُز آن و به این ترتیب، تغییر جایگاه "مراجع و عُلما" از سهامدار "نظام" به حُقوق بگیر آن را می بایست کنار می گذاشت. او دیگر نه توان کاسه به دست کردن "آقایان" را داشت و نه به مصلحت خود می دید که آنها را علیه خویش برانگیزد.
"رهبر"، علت همزمانی برباد رفتن اقتدار خود در توفان "مرگ بر اصل ولایت فقیه" و "مرگ بر خامنه ای" با حساس شدن عرق ناموسی "عُلما" و مُطالبه اجرای شریعت را می توانست به خوبی حدس بزند. پس از این رو، ابزار مُداخله سیاسی آنها در اُمور شرکت سهامی را به رسمیت شناخت و گُماشتگانش را مامور به کار بُردن آن کرد. آقای خامنه ای نمی بایست هراس داشته باشد که در این مُعامله با زیان هنگفتی روبرو شود. او در حقیقت کافی بود روغن ریخته را نذر مُتولیان طماع کرده و سیاست ترور دایمی جامعه به بهانه تحمیلهای فرهنگی را به اسم آنها بسته بندی کند.
اکنون مُجریان زیردست آقای خامنه ای با جر زنی در مورد "طرح تفکیک جنسیتی دانشگاه ها"، دستار او را به یک ضربت، هم در برابر "مراجع و عُلما" و هم در برابر جامعه ی به ستوه آمده به زمین افکنده اند. در قُم و مشهد، کسی جُز ولی فقیه، مسوول بر باد رفتن ناگهانی سرمایه گذاری همه جانبه "مراجع و عُلما" برای ایجاد "دانشگاه اسلامی" به شمار نمی رود. توافُقات او از جانب دولت نظامی – امنیتی به رسمیت شناخته نمی شود و این بهترین نشانه اقتدار و مُحکم نشستن بر زین نمی تواند به حساب بیاید.    
از سوی دیگر، ژست تیاترال آقای احمدی نژاد در فاصله گیری از "اخراج اساتید و تفکیک جنسیتی" که آن را به برچسب "سطحی و غیرعالمانه" نیز مُفتخر نمود، "رهبر" را به طور تمام قد به عُنوان طراح و عامل ترویج طالبانیسم و خُرافه گری به جامعه معرفی کرد. واکُنش شتاب آلود و عاجزانه آقای خامنه ای نسبت به سواری گرفتن از خود که از زبان دیگران اعلام شد و حاکی از آن بود که "مقام معظم رهبری نه دستوری در این زمینه داده‌اند و نه اصلا شیوه‌ی اجرای به این شکل را قبول دارند"، فقط می توانست زیانی که گُماشته اش بر او تحمیل کرده را افزایش دهد.
پنهان شدن "مقام عُظما" در پس این غُلام خُرد و آن چاکر گُمنام، اجباری که او برای تعیین موضع خود در این باره با آن روبرو است را برطرف نمی کند و حتی کاهش هم نمی دهد. او یا باید از ترس "طیف خاکستری"، "مراجع و عُلما" و راست سُنتی - که به خوبی از این موضوع بهره برداری می کند - را از خود برنجاند، یا چشم بر هم نهاده، هزینه را به جان بخرد و پیچ تضاد با فراکسیون نظامی – امنیتی را بالا ببرد. در هر دو انتخاب، بازنده اوست!    
 منصور امان

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر