
همزمان با برگزاری نشستی در دمشق زیر نام "گُفت وگوی ملی"، وزیر خارجه رژیم مُلاها از سفر همتای تُرک خود به تهران برای انجام "مُذاکرات مُهمی" در باره سوریه خبر داد. وی همچنین گفت که روز دوشنبه برای انجام گُفت وگوهایی با همین محور به وین می رود و با پایوران اُروپایی مُلاقات خواهد کرد.
جمهوری اسلامی در حالی به مُذاکره بین المللی در باره سوریه تن داده است که از یک طرف هر گونه دخالت خود در بُحران این کشور به سود آقای بشار اسد را تکذیب می کند و از سوی دیگر، سرچشمه بُحران یعنی، اعتراضهای توده ای در سوریه را "توطیه خارجی" وانمود می سازد. رویکرد جدید رژیم مُلاها، اعتبار این سیاست رسمی را در هر دو وجه آن زیر سووال برده است.
اگرچه نمی توان افزایش فشارهای بین المللی بر جمهوری اسلامی را در چرخش مزبور بی تاثیر دانست، اما چنین می نماید که دلیل اصلی را باید در رُشد توقُف ناپذیر جُنبش اعتراضی و ناتوانی حُکومت سوریه در مهار آن جُستجو کرد. روز آدینه نزدیک به نیم میلیون نفر در شهر "حما" دست به اعتراض زدند. این تظاهُرات عظیم که بازتابی جهانی یافت، در حالی برگزار شد که شهر مزبور در مُحاصره توپخانه و تانکهای ارتش قرار دارد.
اقدامات دیپلُماتیکی که آقای صالحی از دست زدن به آن خبر می دهد، در حقیقت می تواند جایگُزین راهکار دیگری شده باشد که تاکنون از سوی رژیم خانوادگی اسد پی گرفته می شده و رژیم جمهوری اسلامی از آن پُشتیبانی همه جانبه مالی، انسانی و لُجستیکی کرده است. به بیان روش تر، جمهوری اسلامی اذعان می کند که راه حل سرکوب نظامی و امنیتی رژیم سوریه برای پایان دادن به اعتراضها به شکست انجامیده و این واقعیت، نه فقط در دمشق، جایی که آقای اسد "گفت وگوی ملی" برگزار می کند، بلکه در تهران نیز با یک تغییر ریل آشکار بازتاب یافته است.
این امر که گُزینه حاکمان سوریه و تنها مُتحد خارجی آن چگونه می تواند به نظر برسد را نشست دمشق نشان می دهد؛ یک عقب نشینی کُنترُل شده از طریق شبه اصلاحاتی که فقط به نجات حُکومت از "اسقاط" شدن توسُط جُنبش اجتماعی خدمت می کند.
وزیر اُمور خارجه تُرکیه در تهران تنها یک ماموریت دارد و آن جلب طرفهای گُفت وگوی خود برای شریک شدن در این پروسه و استفاده از نُفوذ خود بر رژیم سوریه برای به جلو راندن آن است. آقای داوداُغلو همچنین از یاد نخواهد برد که آلترناتیوهای کمتر با صرفه ای که وضعیت موجود می تواند داشته باشد را نیز یادآوری کند.
آنکارا پس از تغییر رویکرد سیاست خارجی خود در برابر "بهار عربی" و ارزیابی از آن به عُنوان یک فُرصت برای "مُدل تُرکیه"، مُشوق اصلی آقای اسد برای دست زدن به اصلاحات بوده است. دولت اسلام گرای تُرکیه انتظار دارد دموکراتیزاسیون سیاسی از بالا در سوریه، افزوده بر آنکه ثبات در مرزهای جنوبی با ساکنان بیشتر کُرد را تامین کند، همزمان به افزایش نُفوذ "اسلام گرایان میانه رو" همچون اخوان المُسلمین بیانجامد.
بر خلاف آنچه که تصور می رود، همه سودی که رژیم جمهوری اسلامی از تخفیف بُحران در سوریه - چه با ابزار سرکوب و چه به مدد "اصلاحات" - می برد، حفظ گُذرگاه خود برای بازی با کارتهای لبنانی و فلسطینی نیست. بیشتر از آن، آیت الله خامنه ای و دوستان که از دو سال پیش مجبور به زندگی با کابوس جُنبش اجتماعی هستند، از توقُف "بهار عربی" در پُشت مرزهای هم سرنوشت استراتژیک خویش و برکنار ماندن از خطر سرایت آثار آن نه تنها به ایران بلکه، همچنین لُبنان و فلسطین نفع می برند.
منصور امان
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر